استاندارد هاي تحليل و طراحي
|
براي مدلسازي (بيان ساختار و نحوه عملكرد يك سيستم) ممكن است از ابزارهاي مختلفي استفاده گردد كه سادهترين آنها، استفاده از متن ساده ميباشد. ولي از آنجايي كه استفاده از متن ساده ممكن است در اثر تفسير چندگانه آن ابهاماتي را به دنبال داشته باشد، لذا معمولا سعي مي شود از روشهاي ديگري كه شكل رسميتر و دقيقتري براي بيان ساختار و نحوه عملكرد سيستم دارند، استفاده گردد. بجاي استفاده از توصيفات متني مي توان از يک زبان تصويري استفاده کرد تا يك سيستم را به صورت مجموعهاي از اشياء و روابط بين آنها مدل نمود. تا قبل از سال 1995 انواع مختلفي از اين زبانهاي تصويري ساخته شد كه هر يك داراي نقاط قوت و ضعف خاص خود ميباشند. نهايتا در سال 1995 سه نفر از بزرگان روشهاي شيءگرا که خود ابداع کننده اين زبانهاي تصويري بودند به نامهاي Booch ، Rambaugh و Jacobson با كنار هم قراردادن روشهاي خود و ادغام آنها، يك زبان نسبتاً كامل كه تقريباً داراي نقطه ضعف جدي نبود به نام UML ارائه كردند. UML پس از 2 سال كشمكش و بحث و بررسي كه منجر به تغييراتي در آن شد، در سال 1997 به عنوان زبان استاندارد مدلسازي پذيرفته شد و هم اکنون نيز تحت مديريت OMG (گروه مديريت اشياء) نسخه جديد آن تحت عنوان UML 2 به صنعت نرم افزار معرفي شده است که مورد توافق و استفاده تمامي شرکت هاي کامپيوتري بزرگ دنيا مانند مايکروسافت ، سان و آي بي ام نيز مي باشد. |
 |
| |
|
فرايند RUP در حقيقت استانداردي است که توسط شرکت Rational براي چرخه حيات محصول ارائه شده است. به عبارت دقيقتر RUP مجموعهاي از مستندات است که دقيقا مشخص مي کند که هر مرحله چه مدت به طول ميانجامد و در انتهاي هر مرحله چه نتايجي بايد حاصل گردد. اين فرايند در حال تبديل به يک استاندارد جهاني ميباشد و اخيرا به علت قدرت علمي شرکت Rational و پشتيباني خوب نرمافزاري از اين فرايند و خريد شرکت Rational از سوي شرکت آي بي ام ، طرفداران زيادي پيدا کرده است. استفاده از اين فرايند از سالهاي 97-96 به اين طرف، به شدت گسترش پيدا کرده است و در کشور ما نيز شرکت هاي متعددي آن را استفاده مي کنند. استفاده از فرآيند RUP به تقويت کيفيت نرم افزارهاي توليدي و کاهش ريسک توليد مي انجامد.
|

|
|